محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
487
مخزن الأدوية ( ط . ج )
باب سيزدهم : در بيان ادويهاى كه حرف اول آنها شين معجمه است فصل الشين مع الالف شادنج به فتح شين و الف و به فتح دال مهمله و نون و جيم در آخر معرب از شادنه فارسى است و به سين مهمله نيز آمده و به عربى حجر الدم نامند جهت آنكه حابس دم است و يا آنكه رنگ آن بعد سودن به رنگ خون سرخ مىباشد و حجر الطور نيز نامند جهت آنكه از جبل الطور مىآورند و حجر هندى نيز جهت آنكه در هند نيز به هم مىرسد . ماهيت آن : سنگى است سريع التفتيت عدسى شكل و جاورسى شكل نيز و به الوان مختلفه و به انواع متكثره مىباشد سرخ و زرد و سفيد و خاكسترى تيره مايل به سياهى و خشخاشى سرخ و زرد با نقطههاى ابلق و بهترين همه سرخ عدسى شكل آن است كه مصرى نامند سريع التفتيت و مكسور آن نيز سرخ باشد و زبونترين همه خاكسترى رنگ تيره آنست كه هندى گويند و همه اين انواع معدنى مىباشند و حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته كه فقير همه اينها را مشاهده كرده و تجربه نموده و سفيد را در فيروزه كوه و سرخ و زرد و ابلق را در حوالى جوارى و هندى را در جبال قزوين و مصنوع نيز مىباشد از مقناطيس محرق و اين سياه زودشكنتر از معدنى است و در جميع افعال مانند معدنى به خلاف مصنوع از حجر الحار محرق كه اغبر ثقيل الوزن مىباشد . طبيعت : مغسول آن در آخر اول سرد و در دويّم خشك و غير مغسول آن در اول سرد و در آخر دويّم خشك و بعضى در دويّم سرد و در سيّم خشك و بعضى در سيّم گرم و خشك نيز گفتهاند و مستعمل مغسول آن است و قوّت آن تا بيست سال باقى مىماند . افعال و خواص آن : مجفف و رادع و قابض بىلذع و خاتم و مدمل قروح و مقوى عصب و عضل و قوّت باصره و حابس سيلان خون اعضاى ظاهرى و باطنى و آشاميدن آن با آب انارين و امثال آن جهت نفث الدم و با شراب جهت عسر البول و سيلان حيض دايم و ادرار منى و با ادويه مناسبه جهت اسهال دموى و قرحه امعا و زحير و سل و اكتحال آن با شير دختران و سفيده تخم مرغ و امثال آن جهت رمد و دمعه و سلاق و سوزش پلك چشم و قرحه و جرب و حكه حار و با آب حلبه جهت امراض بلغمى غليظه چشم و با آب خالص جهت خشونت اجفان بىورم و چون از آن شافه سازند و با اقاقيا بياميزند و در چشم كشند جهت امراض چشم و جرب نافع و ذرور غير مغسول آن جهت دفع گوشت زايد جراحات و رويانيدن گوشت صالح مجرب و به دستور قطور ساييده آن با آب كه غليظ باشد و با گشنيز و مانند آن جهت بثور و قروح حاره و مزمنه و جراحات مقعده و رحم و قضيب و اعضاى عصبانى بيعديل و طلاى آن جهت حمره و سوختگى آتش . مقدار شربت آن : از يك دانگ تا نيم مثقال . مضر مثانه ، مصلح آن كثيرا . بدل آن : حجر مغناطيس سوخته و در ادويه عين حضض و يا روى سوخته نيم وزن آن و چهار دانگ آن توتيا و در غير آن دمالاخوين و طريقه غسل و اقراص و مرهم آن در قرابادين مذكور شد و عدسى بسيار صلب سرخ خشكتر از ساير اقسام و جهت قروح خصوص قروح سفل و قروح حادث از سوختگى آتش و لهيب آن نافع و شادنج مصنوع مضر معده و احشا و مصلح آن عصاره زرشك است . شاطل به فتح شين و الف و كسر طاى مهمله مشاله و لام در آخر و شاتل به تاى مثناة فوقانيه نيز آمده به فارسى روشنك نامند . ماهيت آن : دوايى است هندى شبيه به فطر خشك و به قدر باقلايى بزرگتر و كوچكتر از آن نيز و با تلخى و پوست آن بسيار چيندار ما بين سياهى و سرخى و املس و آنچه بعضى گفتهاند كه عروقى است خشن پر كرده مانند باقلا اصلى ندارد و گويند كه از تركستان نيز آورند و صاحب اختيارات بديعى نوشته كه در قريه كره كه از جامعه شيراز است نيز مىباشد . طبيعت آن : گرم و خشك در سيّم .